ويژه نامه بيستمين سالگشت فاجعه ملی
نمونه کار دستی رفيق سيمين (فاطمه مدرسی تهرانی) در زندان اوين

گيرم هزار همچو تو را ناپديد کرد
دستان خونفشان پليدان نابکار
گيرم هزارها چو تو بر دار برکشيد
انديشه تو نيز تواند کشد به دار؟

گيرم هزار همچو تو را ناپديد کرد
دستان خونفشان پليدان نابکار
گيرم هزارها چو تو بر دار برکشيد
انديشه تو نيز تواند کشد به دار؟
در تاريخ ۱۴ اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۲، دادستانی انقلاب طی اطلاعيهای از طريق رسانههای عمومی به کادرها و اعضای حزب توده ايران اخطار داد تا خود را به مراجع انتظامی معرفی کنند. در اين اطلاعيه، مهلت يک ماههای نيز در نظر گرفته شده بود. امّا پيش از انتشار اين اطلاعيه، از تاريخ ۶ اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۲، سازمان مخفی حزب مورد يورش مأموران سپاه و دادستانی قرار گرفت.
تابستان ۶۷ بود. اسم ما را برای بازجويی خوانده بودند. در صف بهسمت شعبه وزارت اطلاعات در زندان اوين میرفتيم. ناگهان يکی از پاسداران با لحن اعتراضآميزی گفت: چرا کت آوردهای؟ صدای مردانهای جواب داد: چون سردم می شود.
پاسدار: کت را بپوش!
مرد زندانی: الان گرمم است. وقتی میروم توی ساختمان، سردم میشود.
پاسدار: تو خيلی پررو و حاضر جوابی!
مرد زندانی: خودت پررو هستی و بهتر است که مؤدب باشی!
تمامی زندانيان اعم از زندانيان تودهای و غيرتودهای، خاطره بسيار خوبی از رفيق دکتر احمد دانش در زندان اوين دارند. حتی برخی از اعضای جريانات سياسی که خصومت شديدی با حزب داشتند، احترام عميقی برای رفيق دانش قائل بودند.
سياوش کسرايِی
١- زندان کمیته مشترک: خرداد ۶۲
« … مطمئن باشید که کوخ نشین ها … خاموش نخواهند نشست. آنگاه، اگر آوار عظیم انقلاب بر فراز کاخ شما بگسلد، لطفا گله مند نباشید. خوارشدگان جهان حق دارند به شما موجودات ازخودراضی که انگبین سعادت انحصاری را میمکید و چشم را بر رنج دیگران میبندید و از این رنج گنج برای خویش می سازید، درس تلخ بدهند.
این جنبش را اگر هزاران بار نیز در خون مدفون سازید، مانند سمندر رستاخیز می کند و نخواهید توانست [آن را] سرانجام نابود کنید … این جنبش بزرگ انسان های تحقیر شده به سوی برادری و همبستگی عظیم سراپای بشریت، با همه رنجهای عیان و نهان آن، با همه شهیدان مرده و زنده آن، جنبشی است که میتواند به خوشبختی و بهروزی انسانی تحقق بخشد.»احسان تبری
روند عقبنشینی گام بهگام حاکمیت جمهوری اسلامی در برابر سیاست نولیبرالی «خصوصیسازی» اقتصاد دولتی، که از زمان ریاست جمهوری رفسنجانی آغاز گشت و در طول دوران دولت اصلاحات ادامه یافت، بهدنبال صدور «حکم حکومتی» آيتالله خامنهای در تيرماه ۱۳۸۵ مبنی بر لغو غيرقانونی اصل ۴۴ قانون اساسی، اکنون به مرحلهٔ نهایی خود وارد شده و به نقطه عطفی تعیینکننده در روند بازگشت انقلاب بهمن بدل گشته است.
پس از گذشت بیش از یک سال تأخیر در اجرای همهجانبهٔ این سیاست، مقاومتهای جناح نماينده قشرهای بينابينی در درون حاکمیت در برابر سياست «خصوصی و آزادسازی اقتصادی» (بهطور عمده در قالب مانورهای تأخیری دولت احمدینژاد)، بهعلت ناپیگیری و عدم تکیهٔ این جناح بر نیروی تودههای زحمتکش، جای خود را به تسليم در برابر سیاست جناحهای سرمايهٔ بزرگ در حاکميت داده است. در نتیجه، امروز تمام جناحهای متشکله هيأت حاکمهٔ جمهوری اسلامی، و همچنين اصلاحطلبان حکومتی، در عمل، به شرکا يا مجریان سياست اقتصادی ايران برباد ده امپریالیسم در میهن ما بدل شدهاند.
اکنون معامله در پشتپرده و دور از چشم مردم، میان مجموعهٔ حاکمیت جمهوری اسلامی و امپریالیسم در مورد چگونگى اجراى برنامههای سرمایهٔ مالى امپریالیستى در ایران جریان دارد. و در این رابطه، دیگر بحث نه بر سر اجرا یا عدم اجرای این برنامهها، بلکه بر سر معامله در مورد سرعت، گستره و شرایط ورود سرمایههای امپریالیستى به اقتصاد ایران است. بیتردید، اجرای این برنامه، که معنایی جز تسليم کامل حاکمیت در برابر سياستهای نوليبراليسم اقتصادی و جهانیسازی امپرياليستی ندارد، به شکست نهايی انقلاب بهمن، نقض استقلال سياسی کشور و استقرار مجدد حاکميت سرمايهداری وابسته در ايران منجر خواهد شد.
در نتیجه، امروز مبارزه با پیاده شدن برنامههای نوليبرالی امپریالیسم در ایران به مهمترین و عاجلترین وظیفهٔ نیروهای راستین مدافع آرمانهای اولیهٔ انقلاب مردمی و ضدامپریالیستی بهمن ۵۷ در ایران بدل شده است. در شرایط حاضر هیچ نيروی مقاومت مؤثری در «بالا» در برابر سياست «خصوصی و آزادسازی اقتصادی» وجود ندارد. با توجه به اين واقعيت، مبارزه با سياستهای نوليبرالی امپرياليسم تنها میتواند در بیرون و پیرامون حاکمیت و بهویژه با سازماندهی و ایجاد فشار از «پايين»، در بطن جامعه و در میان تودههای میلیونی زحمتکشان میهن، که نخستين قربانیان این سیاستهای ضدمردمی خانمانبرانداز بوده و هستند، شکل گیرد. اما اين نيروی مقاومت بهعلت پيشبرد سياست سرکوب از سوی حاکميت و نقض آزادیها و حقوق دموکراتيک مردم، سازمانيافته نيست. مبارزه جدی و مؤثر عليه برنامههای «خصوصی و آزادسازی اقتصادی» مستلزم سازماندهی زحمتکشان و کشاندن آنها به عرصه مبارزه عملی برای دستيابی به خواستهای اقتصادی ـ اجتماعی آنها از یک سو، و تأمين آزادیها و حقوق دموکراتيک مردم از سوی دیگر است.
با توجه بهشرایط کنونی و خطری که با پیشبرد این سیاست کل موجودیت انقلاب بهمن را تهدید میکند، ما مبارزه علیه نقض غیرقانونی اصل ۴۴ قانون اساسی و تسلیم به برنامههای نولیبرالی امپریالیسم را اساسیترین و عاجلترین وظیفهٔ همهٔ نیروهای انقلابی میهن در حال حاضر ارزیابی میکنیم و از همه نیروهای راستین مدافع آرمانهای اولیهٔ انقلاب، و بهویژه تودهایها، دعوت میکنیم تا تمام نیروی خود را روی سازماندهی یک مبارزهٔ مشترک علیه اجرای این برنامههای امپریالیستی در میهن ما، و ایجاد یک نیروی مقاومت جدی و مؤثر در برابر آن در سطح جامعه متمرکز سازند. در این رابطه ما دست همکاری خود را بهسوی همهٔ نیروهای مدافع منافع کارگران و زحمتکشان ایران دراز میکنیم.
تحریریهٔ تارنگاشت مهر
اصل ۴۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، که امروز با «حکم حکومتی» آیتالله خامنهای بهشکلی غیرقانونی بهزیر پا گذاشته شده است، یکی از درخشانترین و پیشروترین اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را تشکیل میدهد.
محمود درویش در ١٣ مارس ۱۹۴۱ در دهکده البیروه در گالیله چشم به جهان گشود وهنگامی که ۶ سال بیشتر نداشت، سربازان اسرائیلی او را به همراه خانوادهاش از البیروه بیرون راندند. در سال ۱۹۵۰ هنگامی که خواست زادگاهش را باز یابد، دریافت که ارتش اسرائیل آنرا با خاک یکسان کرده و به جای آن شهرکهای یهودی نشین روئیده است….
بار دیگر گرجستان به هرج و مرج و خونریزی کشیده شده است. یک جنگ برادرکشی تازه، با شدت و سرعتی بیسابقه، خاک گرجستان را در خود فرو میبرد.
امروز بار دیگر، ایتالیا زیر قدرت نیروهای راستگرا و مؤلفههای نوفاشیست، نژادپرست، لیبرال افراطی، مذهبی و مافیایی قرار گرفته است.
بار دیگر و بیش از هر زمان، نیروهای چپگرا در ایتالیا باختند و پراکنده شدند.
نظرات شما