کودتای ضدمردمی را در هم شکنیم (تجدید انتشار)

امید می‌رفت که با شرکت بی‌سابقهٔ مردم ایران در دهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری، که ابعادی بسیار گسترده‌تر از آن‌چه حماسهٔ ۲ خرداد نام گرفت دارد، دریچه‌ای به‌سمت آرمان‌های اولیهٔ انقلاب بهمن گشوده شود. اما این‌بار نیز با کمال تأسف دیدیم که قدرت‌های مافیایی پشت صحنه در ایران تحمل ایجاد کوچک‌ترین تغییر را در جوّ حاکم بر کشور، حتی از سوی کسانی که در عمل آزمون خود را در دفاع از نظام جمهوری اسلامی داده‌اند، ندارند. به‌صحنه آوردن نیروهای سپاه و انتظامی و مختل کردن امکانات ارتباطی مردم در سراسر کشور، و تهدید و اقدام به سرکوب حرکت‌های اعتراضی توده‌های میلیونی به نتایج رسمی و غیرقابل باور انتخابات، معنایی جز برقراری یک حکومت نظامی اعلام نشده ندارد. از هم‌اکنون سرکوب‌های گسترده آغاز شده و تعدادی از رهبران مجاهدین انقلاب اسلامی، نیروهای ملی ـ مذهبی و جبههٔ مشارکت دستگیر شده‌اند. بر اساس خبرهای تأییدنشده، شخص میرحسین موسوی نیز در حبس خانگی است. مجموعهٔ این اقدامات را چیزی جز یک کودتای آشکار علیه مردم نمی‌توان ارزیابی کرد.

نیروهای مدافع آقای احمدی نژاد، از جمله مسؤول دفتر سیاسی سپاه پاسداران، حرکت میلیونی مردم را در این انتخابات یک «انقلاب مخملی» ساخته و پرداختهٔ آمریکا و غرب، و رسالت خود را مقاومت در برابر این «انقلاب مخملی» خوانده‌اند! ظاهراً به صحنه‌آمدن نیروهای نظامی و انتظامی نیز از چنین توجیهی برخوردار است. اما آقای احمدی نژاد و قدرت‌های پشت‌صحنهٔ مدافع او از اذعان به‌این مسأله طفره می‌روند که این «انقلاب مخملی» در دوران ریاست جمهوری شخص او، با نقض غیرقانونی اصل ۴۴ قانون اساسی از سوی «مقام رهبری»، رسمیت کامل یافته است و او در واقع رسالت اجرای آن را از سوی «مقام رهبری» برعهده دارد. این نه یک اقدام سرکوب‌گرانه علیه «انقلاب مخملی»، بلکه گامی مهم در راستای به‌سرانجام رساندن نهایی آن است. واقعیت این است که هیچ مبارزهٔ واقعی ضدامپرالیستی را نمی‌توان با سرکوب توده‌هایی که می‌توانند آن را به‌پیش ببرند به سرانجام رساند.

اما به‌رغم هر سرکوب خشنی که به‌دنبال این روند انجام گیرد، آن‌چه این اقدامات سرکوب‌گرانهٔ نظامی قادر به انجام آن نخواهد بود تعطیل این مبارزهٔ اجتماعی است که اکنون با به‌صحنه آمدن بی‌سابقهٔ توده‌های میلیونی مردم ایران و طرح جدی خواست‌های آنان آغاز شده است. همان‌طور که در بیانیهٔ مورخ ۱۴ خرداد تارنگاشت مهر اعلام کردیم، «در تحلیل نهایی، این مبارزات سازمان‌یافتهٔ تودهٔ مردم ایران و نه انتخابات و شرکت در روندهای انتخاباتی است که سرنوشت نهایی کشور و انقلاب را رقم خواهد زد.» ما نیز هم‌چون آقای موسوی معتقدیم که «مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد.»

در عین‌حال، این «عدم تمکین» و ادامهٔ مبارزه اجتماعی از پایین، در شرایط عدم تعادل کامل نیروها، نباید به‌شکلی آنارشیستی و کور انجام گیرد. در چنین شرایطی، اقدامات سازمان‌نیافته و خودبه‌خودی به‌ضرر مردم عمل خواهد کرد و می‌تواند به‌راحتی به‌ضد خود بدل شود و راه را برای سرکوب‌های بیشتر از آن‌چه تاکنون انجام شده بگشاید. گام اول در این مبارزه، کوشش به سازمان‌دهی توده‌ها از پایین، تحلیل طبقاتی مشخص از وضعیت موجود، مرزبندی قاطع با نیروها و جریانات ضدانقلابی در داخل و خارج از کشور، طرح شعارهای مبارزاتی صحیح در راستای منافع توده‌های میلیونی مردم زحمت‌کش و زیر ستم، اتخاذ شیوه‌های درست و مؤثر مبارزاتی و اجرای هم‌آهنگ‌شدهٔ آن‌ها است. در کوتاه‌مدت، از آنجا که خیابان‌ها و اماکن عمومی کشور اکنون در قرق مجریان حکومت نظامی است، مقاومت را می‌توان به عرصه‌های دیگر نیز کشاند. به‌اعتقاد ما، یکی از این عرصه‌ها که می‌تواند مورد ارزیابی و استفاده قرار گیرد مختل کردن روند‌های اقتصادی و اجتماعی از راه سازمان‌دهی اعتصاب‌‌های گسترده (به‌صورت عدم حضور و نه تحصن و رویارویی) در کارخانه‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها، ادارات دولتی، شبکهٔ ترابری و … و به‌تعطیل کشاندن آن‌ها است.

ما به‌مبارزه‌جویی آقای موسوی خوش‌آمد می‌گوییم و انتظار داریم که وی و دیگر شخصیت‌های معترض به وضعیت موجود، به شکلی هم‌آهنگ شده، دست به سازمان‌دهی مقاومت توده‌های مردم از پایین و ایجاد یک جبههٔ واحد در دفاع از منافع توده‌های زحمت‌کش کشور و حرکت به‌سمت آرمان‌های اولیهٔ انقلاب بزنند. این تنها محک صداقت آنان در حمایت از منافع مردم ایران خواهد بود. مردم ما هر نوع سکوت داوطبانه، مصالحه، و دعوت به‌ آرامش تسلیم‌طلبانه از سوی آنان را به‌معنای «تمکین» در برابر زورگویی دشمنان خود تلقی خواهند کرد.

تحریریهٔ تارنگاشت مهر
۲۳ خرداد ۱۳۸۸

About The Author

Number of Entries : 34

نظر دهید

© 2012 تارنگاشت مهر