انتخاب میرحسین موسوی بهترین گزینش در شرایط موجود است (تجدید انتشار)

بیانیهٔ تارنگاشت مهر دربارهٔ دهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری

۱۴ خرداد ۱۳۸۸

تارنگاشت مهر از توده‌های میلیونی زحمت‌کشان و خلق‌های زیر ستم کشور، به‌ویژه کارگران، زنان و جوانان، و همهٔ نیروهای سیاسی و اجتماعی مدافع آرمان‌های اولیهٔ انقلاب ـــ استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی ـــ دعوت می‌کند تا با شرکت گسترده در دهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری، از میرحسین موسوی حمایت کنند.

دعوت ما برای شرکت گستردهٔ توده‌های زحمت‌کش در این انتخابات، نه ناشی از این امید واهی است که در جمهوری اسلامی، از طریق انتخاب این یا آن فرد به‌مقام ریاست جمهوری می‌توان بختک سلطهٔ ارتجاعی سرمایهٔ بزرگ و فجایع ناشی از آن را از سر جامعهٔ بحران‌زدهٔ ایران برداشت، بلکه از دیدگاه طبقاتی ما نسبت به انقلاب بهمن و ضرورت استفاده از هر امکان، هرچند کوچک، برای تغییر فضای مبارزاتی به‌نفع توده‌های میلیونی زحمت‌کشان کشور سرچشمه می‌گیرد. ما، به‌رغم همهٔ عقبگردهای تاریخی بزرگ انجام شده در جمهوری اسلامی، انقلاب بهمن ۵۷ را پایان‌یافته ارزیابی نمی‌کنیم و معتقدیم که توده‌های میلیونی زحمت‌کشان و دیگر قشرهای اجتماعی زیر ستم ایران هنوز این امکان را دارند که با هماهنگ کردن مبارزات پراکندهٔ خود در چارچوب یک جبههٔ واحد، و با طرح خواست‌های مرحله‌ای مبتنی بر یک ارزیابی علمی از صف‌بندی‌ و تعادل نیروهای طبقاتی در سطح ایران و جهان، سنگرهای از دست‌رفتهٔ انقلاب را بازپس گیرند و روند مبارزه را به‌سمت پایان بخشیدن به حاکمیت جناح‌های سرمایهٔ بزرگ بر کشور هدایت کنند.

بدیهی است که چنین کاری پیش از هرچیز نیازمند گشودن نسبی فضای سیاسی کشور و ایجاد بسترهای اجتماعی مناسب برای سازمان‌دهی و تقویت جنبش توده‌ای مردم است. به‌اعتقاد ما، در شرایط حاضر، انتخاب میرحسین موسوی به مقام ریاست جمهوری بهترین گزینشی است که می‌تواند یک چنین بستر اجتماعی مناسب را برای تقویت و تداوم مبارزات مردم ایران فراهم آورد. آن‌چه این دور انتخابات را از دوره‌های گذشته متمایز کرده است به‌میان کشیده شدن معضلات اصلی جامعه، مانند تورم، بی‌کاری، آزادی‌های دمکراتیک، حقوق زنان، جوانان و خلق‌ها از سوی توده‌های میلیونی مردم است که به شکلی بارز خود را به بحث‌ها و مناظرات انتخاباتی تحمیل کرده است. این نقش فعال و آگاهانهٔ رأی‌دهندگان می‌تواند پس از انتخابات حاکمیت را در تنگنای خواست‌های مردم قرار دهد و زمینه مساعدی را برای سازمان‌دهی توده‌های مردم ایجاد کند.

چرا از موسوی حمایت می‌کنیم؟

حمایت ما از میرحسین موسوی در این انتخابات نه بی‌قید و شرط و نه متکی بر امیدهای خوش‌باورانه نسبت به امکان ایجاد تحول از بالا در جمهوری اسلامی است. اما به‌چند دلیل معتقدیم که انتخاب او به مقام ریاست جمهوری می‌تواند بهترین زمینه را برای تقویت مبارزات مردم، و به‌ویژه زحمت‌کشان ایران، در بطن جامعه ایجاد کند:

۱ـ سوابق و تجربهٔ مدیریت میرحسین موسوی در دوران نخست‌وزیری حاکی از اعتقاد عمیق او به آرمان‌های اولیهٔ انقلاب، توانایی ادارهٔ صحیح کشور در دوران بسیار دشوار جنگ تحمیلی، و پیشبرد سیاست‌های اقتصادی ـ اجتماعی متناسب با بخش مهمی از منافع زحمت‌کشان کشور است.

۲ـ رفتار سیاسی او در دوران پس از نخست‌وزیری و خودداری وی از همکاری با نیروهایی که به پیروی از سیاست‌های نولیبرالی بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، جامعهٔ ایران را به‌سمت فاجعهٔ اقتصادی کنونی هدایت کردند، نشانه‌ای از سلامت سیاسی و شخصیتی او است.

۳ـ برخورد موسوی به مسایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور کارشناسانه و به‌دور از هیاهو و جنجال گمراه‌کننده است. اغلب برنامه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پیشنهادی او با مشورت کارشناسان، هرچند بدون جهت‌گیری واحد، شالوده‌ریزی شده است و می‌توان انتظار داشت که در سیاست خارجی نیز دولت او برخوردی کارشناسانه و به‌دور از جنجال‌آفرینی داشته باشد.

۴ـ محتوای برنامه‌های ارائه شده توسط موسوی در مقایسه با برنامه‌های سایر کاندیداها منسجم‌تر و مترقی‌تر است. موسوی تنها کاندیدایی است که یک برنامهٔ اقتصادی جدی، هرچند با کمبودهایی که در پایین برخواهیم شمرد، برای کشور ارائه داده است. بیانیهٔ حقوق شهروندی او نیز، هرچند با محدودیت‌هایی، بسیاری از اصول مورد حمایت نیروهای پیشرو جامعه را دربر می‌گیرد.

۵ـ در مقایسه با دیگر کاندیداهای ریاست جمهوری، میرحسین موسوی از وزن و حمایت بسیار گسترده‌تری در درون ساختار قدرت جمهوری اسلامی برخوردار است و در نتیجه می‌توان انتظار داشت در پیشبرد برنامه‌های ارائه شدهٔ خود موفقیت بیشتری داشته باشد.

برخی ملاحظات و نگرانی‌ها

با این تفاصیل، آیا می‌توان به میرحسین موسوی برای ایجاد تغییرات چشم‌گیر در شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران امید بست؟ از دیدگاه ما، حتی اگر وی به اعتقادات اولیه و برنامه‌های اعلام شدهٔ خود نیز پایبند باشد، چند عامل مهم می‌تواند مانع اجرای آن‌ها شود:

نخست، ساختار قدرت و ترکیب طبقاتی حاکمیت در جمهوری اسلامی در حال حاضر با دوران اولیهٔ انقلاب بسیار متفاوت است. در حالی که در سال‌های اولیه انقلاب تعادل نیروهای طبقاتی جامعه در راستای منافع مردم زحمت‌کش و نیروهای انقلابی بود، امروز با سلطهٔ بلامنازع قدرت توسط دو جناح ارتجاعی سرمایهٔ بزرگ بر حاکمیت، ریشه دواندن شبکه‌ها و مراکز مافیایی قدرت‌ اقتصادی در سراسر جامعه، و نبود سازمان‌دهی و رهبری آگاه و منسجم در میان نیروهای مردمی، تعادل نیروهای طبقاتی جامعه به‌شکلی چشم‌گیر به‌نفع طبقات استثمارگر و نیروهای واپس‌گرا تغییر یافته است. این بدان معنا است  که  دولت آیندهٔ موسوی در اجرای برنامه‌های اصلاحی خود با مقاومت جدی و مؤثر این مراکز قدرت رو به‌رو خواهد بود. در چنین شرایطی، میان خواستن و توانستن دولت موسوی فاصله‌ای عمیق وجود خواهد داشت که پر کردن آن کار چندان آسانی نخواهد بود.

دوم، و در رابطهٔ تنگاتنگ با نکتهٔ نخست، ضرورت تلاش آگاهانهٔ موسوی به تکیه بر نیروی توده‌های میلیونی زحمت‌کشان، به‌ویژه کارگران، زنان و جوانان، برای پیشبرد برنامه‌های اصلاحی است. به اعتقاد ما، بدون سازمان‌دهی و تکیه بر نیروهای مردمی از پایین، هیچ امیدی نیز به اجرای برنامه‌های اصلاحی اعلام شده از سوی دولت آیندهٔ موسوی نمی‌توان داشت. این اشتباهی است که در گذشته برنامه‌های اصلاحی را به شکست رسانده است و تکرار آن از سوی دولت موسوی می‌تواند این بار نیز امیدهای ایجاد شده را به یأس بدل سازد.

سوم، ناروشنی‌ها و کمبودهای موجود در برنامه‌های اصلاحی موسوی می‌تواند به عاملی بازدارنده بدل شود. از دیدگاه ما، عمده‌ترین این ناروشنی‌ها و کمبودها به شرح زیر است:

۱ـ در منشور حقوق شهروندی موسوی تنها به قانون اساسی اشاره شده و دیگر محدودیت‌های قانونی و اجتماعی که خارج از چارچوب قانون اساسی از سوی حاکمیت به مردم تحمیل شده‌ نادیده گرفته شده است. از جمله مهم‌ترین این تحمیل‌ها، جلوگیری از تشکیل سندیکاهای مستقل کارگری و دیگر تشکل‌های توده‌ای است که می‌توانند نقشی تعیین‌کننده در دفاع از حقوق شهروندی مردم ایفا کنند.

۲ـ برنامهٔ اقتصادی موسوی نگرش کلی او را به ساختار اقتصادی کشور، به‌ویژه اصل ۴۳ و ۴۴ قانون اساسی، روشن نمی‌کند. این مسأله، به‌ویژه در کنار تأکید او بر ضرورت تقویت بخش خصوصی، این شبهه را ایجاد می‌کند که برنامه‌های خصوصی‌سازی نولیبرالی گذشته هم‌چنان ادامه پیدا کند. ما در عین این‌که از نظر اصولی با تقویت بخش خصوصی در عرصه‌های معین مخالفتی نداریم، نمی‌توانیم نسبت به ناروشنی موجود در برنامهٔ اقتصادی اعلام شده نگران نباشیم.

۳ـ برنامهٔ اقتصادی اعلام شده، در عین تأکید بر ضرورت دخالت دادن بخش خصوصی در روند تصمیم‌گیری‌های اقتصادی، دو مورد مهم، نخست ضرورت تشکیل اتحادیه‌های مستقل کارگری و سهیم بودن آن‌ها در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی دولت، و دوم گسترش نقش بخش تعاونی، را مسکوت گذاشته است.

۴ـ نگرش حاکم بر برنامهٔ اقتصادی صرفاً کارشناسانه است و به مسایل کلی‌تری چون رابطهٔ ارگانیگ این برنامه با هدف درازمدت‌تر دست‌یابی به آرمان‌های اولیهٔ انقلاب بهمن، به‌ویژه مسألهٔ عدالت اجتماعی برای زحمت‌کشان کشور، پرداخته نشده است.

چهارم، سکوت موسوی در مورد سرکوب‌ها و اعدام‌های خونین دههٔ ۶۰ در کشور، که در دوران نخست‌وزیری وی به‌وقوع پیوست، نمی‌تواند نگرانی‌آور نباشد. البته ما در شرایط حاضر به این مسأله از دیدگاه تبدیل آن به محک انتخاب نگاه نمی‌کنیم، چرا که سکوت حاکم در مورد این مسأله شامل همهٔ مقامات حکومتی، از جمله همهٔ کاندیداهای حاضر در صحنه انتخابات کنونی نیز می‌شود. در عین حال، پاسخ موسوی را به پرسش دانشجویان دانشگاه شیراز در این رابطه کافی نمی‌دانیم. نکته اساسی، از دیدگاه ما، این است که هیچ شخص یا نیرویی در جمهوری اسلامی نمی‌تواند به‌طور واقعی در کنار مردم ایران قرار گیرد بدون آن‌که در نهایت این جنایات را محکوم کند و خواستار مجازات عاملین آن شود. تا زمانی که سکوت موسوی در این مورد ادامه داشته باشد، نگرانی‌های مردم و ما نیز همچنان ادامه خواهد داشت.

به‌رغم همهٔ کمبودها و نگرانی‌های موجود، ما هم‌چنان معتقدیم که در شرایط کنونی انتخاب میرحسین موسوی بهترین گزینش برای مردم زحمت‌کش ایران است، هرچند، در تحلیل نهایی، این مبارزات سازمان‌یافتهٔ تودهٔ مردم ایران و نه انتخابات و شرکت در روندهای انتخاباتی است که سرنوشت نهایی کشور و انقلاب را رقم خواهد زد.

About The Author

Number of Entries : 34

نظر دهید

© 2012 تارنگاشت مهر